
میخواستم همه کارهایم را بکنم.و سر فرصت به دنبال او بروم.میخواستم اول دنیا را عوض کنم،کتاب هایم را بنویسم،اسم و رسم بهم بزنم.برنده شوم .و بعد با دست های پر به دنبالش بروم.خبر نداشتم که عشق منتظر آدم ها نمی ماند......
ادامه مطلب
او یک نگاه داشت به صد چشم می نهاد او یک ترانه داشت به صد گوش می سرود من صد ترانه خواندم و نشنود هیچکس من صد نگاه داشتم و دیده ای نبودxa0 xa0 نصرت رحمانیxa0 پ.ن:صائب تبریزی؛نصرت رحمانی،فروغ،لیلاکردبچه؛فاطمه اختصاری،مهدی موسوی؛نجمه زارع؛فاضل نظری ..من از شما با که بگویم؟:)...
ادامه مطلب